مرتضى مطهرى

55

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ما شما را آفريديم ( خلقت شما را تمام كرديم ) ، بعد به شما صورت ( روح انسانى ) داديم ، بعد به فرشتگان گفتيم كه به آدم سجده كنيد . بديهى است كه در اين آيه ، خلقت و روح دميدن و خضوع فرشتگان را به همهء آدمها تعميم داده است . در سورهء الم سجده مىفرمايد : الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ ، ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ ، ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ « 1 » . خدايى كه هر چيزى را نيكو آفريد و خلقت انسان را از گل شروع كرد و بعد نسل او را از مايه‌اى ( چكيده‌اى ) از آب پستى قرار داد ، بعد او را ( آن نسل را ) تمام و كامل كرد و از روح خود در آن دميد و از براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد تا او را سپاسگزارى كنيد . همان طورى كه مفسرين گفته‌اند و سياق قبل و بعد هم دلالت مىكند ، ضمير « سوّاه » به « نسل » برمىگردد نه به « الانسان » . در اينجا لازم است كه علت اين امر را به دست آوريم كه چرا معمولًا الهيون آنجا كه مىخواهند حيات و زندگى را به ارادهء خداوند مربوط كنند دنبال آغاز پيدايش حيات مىروند و چرا قرآن كريم در طريقهء توحيدى خود هيچ‌گاه از اين راه نرفته و حيات و تطورات حيات را مطلقا نتيجهء مستقيم ارادهء خداوند مىداند بدون آنكه فرقى بين آغاز حيات و ادامهء حيات قائل باشد . حقيقت اين است كه اين اختلاف منطق قرآن با ساير منطقها از يك اختلاف اساسىترى سرچشمه مىگيرد و آن اينكه معمولًا آن دسته از الهيون مىخواهند به خدا از جنبهء منفى معلومات خود پى ببرند نه از جنبهء مثبت آنها ؛ يعنى آنجا كه در مجهولى درماندند پاى خدا را به ميان مىكشند ، هميشه خدا را در ميان مجهولات خود

--> ( 1 ) سجده / 7 - 9 .